![]() |
![]() |
|
| من از مجاورت یک درخت می آیم که روی پوست آن دست های غربت اثر گذاشته بود:به یادگار نوشتم خطی ازدلتنگی |
|
تو هرگز دلتنگی چشمانم را ندیدی و تصویر خاموشی قلبم را در روشنای آرزوهایت تو فریاد سکوتم را در میان واژگان روزمره زندگی نشنیدی تو فرصتی نداشتی برای برداشتن سیب سرخی از دستانم فرصتی نداشتی برای باور کردن باورهایم جاده ها چنان تو را در خود گرفتار کرده اند که لحظه ای توان ایستادن نداری تو فرزند سفر بودی و من نواده سکوت خویشتن دیگر انتظارت را به انتظار نخواهم نشست برو مسافر جاده قدم های تو را دلتنگ است ...
ترکم مکن ای عشق من بی همزبانم تنها تو یی ای نازنین آرام جانم اینجا کسی در ... اش رویا ندارد دل را سپردن تا ابد معنا ندارد سر در گریبانم کسی هم درد من نیست از عشق جز آلودگی چیزی ندیدم از فصل های دوستی من دل بریدم این زندگی دیگر سرو سامان ندارد دیگر به عشق من کسی ایمان ندارد دیگر نمی داند که را باید صدا زد این قلب را تا کی به طوفان بلا زد من باغبان فصل های انتظارم تو خوب می دانی من اینجا بی قرارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 15:29 توسط مجید |
|
|
***** نرو تنهام نذار با درد و غم هام / اگر چه دلخوری از خیلی حرفام به قرآنی که از سایه اش گذشتم / به جون هر دوتامون خیلی تنهام . . . ***** به ياد لحظه هاي با تو بودن ، به ياد آن دقايق مينويسم . . . ***** مژه بر هم نزن ای دوست که بادم ببرد، چون سبک تر شده ام از پر کاهی ز غمت! ***** بنویس با خط الماس، رو تن نازک شیشه، که بدون نور چشمات شب من سحر نمیشه.. ***** ***** قشنگ ترین شعرم را برای شب شعر چشمان تو گفتم ، پس تو نیز قشنگ ترین لبخندت را برای لحظه دیدار نگه دار . . . ***** من شعر سکوتم را در گوش تو خواهم خواند، شب های بلندم را با یاد تو خواهم ماند، من ریشه ی عشقم را در قلب تو خواهم کاشت، آن صحبت اول را در خاطره خواهم داشت.. برکه کوچک تو پر آغوش شقایق ها باد...نفس سبز تو ای بارانی همصدا با نفس دریا باد...تو به اندازه آوازه چکاوک خوبی....! ***** زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت ، یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم ، بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون ، میون نامهربونی تا بخوای برات میمیرم . *****
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 17:50 توسط مجید |
|
|
اول به نام عشق. . . دوم به نام تو. . . سوم به یاد مرگ . . . بر لوح شیشه ای قلبت بنویس: یا تو و عشق، یا من و مرگ زمان! به من آموخت كه دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ***** مجبور شدم به هر کسی رو بزنم در محضر هر غریبه زانو بزنم تحقیر شدم چون که فراموشم شد یک سر به ضامن آهو بزنم ***** گناه من گناه بي گناهيست / تمام هستي ام غرق سياهيست به هر کس دل دادم بي وفا شد / چو پابندش شدم از من جدا شد . . . ***** همیشه سخت ترین سیلی را از کسی میخوری که روزی بهترین نوازشگرت بود . . . ***** خدایا طاقت هجرش ندارم ، تو میدانی که او را دوست دارم شده در زندگی لیلای عشقم و من مجنون عشقش در دیارم . . . ***** در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم، شاید این است دلیل تنهایی مان.. (زنده یاد دکتر علی شریعتی) ***** بی تو هر شب عاشقی بارانی ام / لاله پژمرده و زندانی ام بی تو در کنج همه دلواپسی / بی تو من آغاز یک ویرانی ام . . . ***** زبانم را نگاه خسته ات بست / زمستان با زمستان ها بپیوست نگاهت لرزشی انداخت در دشت / دلم چون متن یک آیینه بشکست . . . ***** چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد ، چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد ، پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند ، چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد ***** ندارم لحظه ای از تو رهائی / امان از عشق و این رهائی تمام ترس من ناگفته پیداست / مبادا بین ما افتد جدائی . . . *****
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 19:17 توسط مجید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 17:32 توسط مجید |
|
|
از من رميده اي و من ساده دل هنوز بي مهري و جفاي تو باور نميکنم دل را چنان به مهر توبستم که بعد از اين ديگر هواي دلبر ديگر نميکنم
من درد تو را ز دست آسان ندهم دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم از دوست به يادگار دردی دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم خرداد 1388ساعت 16:30 توسط مجید |
|
|
سلام ای بی وفا ، ای بی ترحم مریم حیدرزاده
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم خرداد 1388ساعت 15:44 توسط مجید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:6 توسط مجید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پروردگارا! در آفتاب کم رنگ زندگیم و پیاده رویی که نمی دانم به کدامین خیابان منتهی می شود و در تلاطم شاخه های بی برگ، زیر چتری که مرا از باران مهربانت جدا می کند به دنبال نیمکتی می گردم که لبریز از رویاهای کودکانه و آرامش دل های بی قرار باشد آنگونه که بتوانم تو را در ذره ذره وجودم احساس کنم
|
| پیوندها |
|
خودموني عشق گمشده من زمستان بهانه است love يه رشتي عاشق رشت LOVE FORBIDDEN كيميا ۩۞۩.*•.نازنین دلشکسته(امیر تیامی).•*.۩۞۩ |
|
RSS
|
|
فالنامه براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد |
|
|